مصاحیه با هفته نامه سینما جهان

در ایالت کالیفرنیا ساکن شد و پس از تحصيل و تجربه در رشته هاي عكاسي و فيلم نامه نويسي و بازيگري و تئاتر به فيلم سازي روي آورد و پس از چند فيلم كوتاه، نخستين فيلم بلند سينماي اش تحت عنوان ((راز بهشت)) را با همكاري سوني پيكچرز ساخت كه به مدت ۲ ماه در سينماهاي ممتاز آمريكا به نمايش عمومي در آمد.


با كامشاد كوشان كه چندي پيش در ايران بود گفت و گويي انجام داده ايم راجع به سيستم هاي توليد و پخش فيلم در آمريكا كه بخشی از آنرا مي خوانيد:


مي دانيم تقريباً دو نوع فيلم سازي در آمريكا وجود دارد. سيستم استوديويي كه در حيطه ۶ كمپاني اصلي فيلم سازي آمريكا قرار دارد: كلمبيا، يونيور سال، يونايتد آرتيست، ديسني، فاكس قرن بيستم و برادران وارتر كه بقيه استوديوهاي كوچك و فرعي مثل ميراماكس يانيولاين به نحوي به اين ۶ كمپاني متصل مي باشند و سيستم مستقل ها، ابتدا به ساكن اگر يك نفر بخواهد در آمريكا در اين دو سيستم فيلم بسازد چه اقداماتي بايستي انجام دهد؟


اگر كسي بخواهد در سيستم استوديويي فيلم بسازد بايد داخل آن ساختار خاص اداري هاليورد شود. ابتدا بايستي نماینده بگيرد. يعني نماينده اي كه در استوديو هاي بزرگ رفت و آمد و رابطه دارد.


اين نماينده ها كجا هستند؟


در آژانس های مختلف. اين آژانس ها در رشته هاي مختلف تخصصي کار می کنند. مثلاً اگر كسي فيلم نامه اي دارد و مي خواهد ارائه كند بايستي نماینده تخصصي فيلم نامه را براي خود انتخاب كند. اگر مي خواهد كارگرداني كند بايستي نمونه كارهاي خود را ارائه نمايد. يعني در واقع كمپاني ها فقط از طريق همين   نماینده ها و آژانس  ها كارقبول مي كنند  و هيچوقت بطور مستقيم با افراد و اشخاص حقيقي صحبت نمي كنند. مگر در رستوراني يا محل عمومي يكي از مسوولان تهيه و توليد فيلم در يكي از استوديوها را ببيند و به او فيلم نامه يا نمونه كار خود را ارائه كند كه آنهم از نظر آنها خطرناك است.


چرا خطرناك است؟

چون براي كمپاني ها كه در سطح بالايي توليد دارند اين خطر همواره وجود دارد كه شخصي مدعي  شود فلان سوژه فلان فيلم از فيلم نامه او برداشت شده، با توجه به اين كه همه فيلم ها ابتدا در مركزي به نام: اتحاديه نويسندگان آمريكا ثبت مي شود  در حالي كه اگر از طريق  نماینده ها اين فيلم نامه ارائه گردد طبعاً مراحل قانوني خود را طي مي كند.


پس در ابتدا بایستی فیلم نامه خود را ( البته پس از به ثبت رساندن ) به یک نماینده ها ارائه کرد.

بله آن نماینده ها اگر تشخیص دهد که فیلم نامه شما قابلیت هایی دارد آن را طبق قراردادی از شما می پذیرد و در استودیوها به مسئولان مربوطه از پایین رده تا روسای استودیوی مربوطه به اصطلاح برش داشته باشد نشان می دهد. از همین رو خود این نماینده ها ها هم سلسله مراتب دارند و براساس آن قیمت های متفاوتی از مشتریان اخذ می کنند.


یک نماینده ها فیلم نامه را به چه کسی یا بخشی در استودیو  تحویل می دهد ؟

در استودیو ها کسانی هستند به نام خواننده که کارشان فقط خواندن فیلم نامه هاست. آنها از فیلم نامه ای که خوانده اند یک خلاصه داستان می نویسند، یک ارزشیابی می کنند و به رده بالاتر تحویل می دهند.


نماینده ها هزینه و دستمزد کاری که ا نجام می دهد را مستقیما از خود داوطلب دریافت می کند ؟

خیر آنها از دستمزد یا حق التحریری که مثلا برای یک فیلم نامه پذیرفته شده پرداخت می شود، پوسانت بر می دارد.


درباره بازیگران چطور ؟

در مورد بازیگران متفاوت است. داوطلب بازیگری باید به مراکزی به نام آدیشن مراجعه کند. مراکزی که به اصطلاح از بازیگر تست می گیرند البته برای نقش های اصلی روال خاصی دارد و برای نقش های دوم و سوم و چهارم یعنی نقش های مکمل مراحل دیگری دارد که معمولا از میان داوطلبان عادی انتخاب می شوند ولی نقش های اصلی از میان گروه های بخصوصی برگزیده می شوند. نقش هایی که در آنجا گفته می شود فیلم را به اصطلاح باز می کنند. یعنی نامشان می تواند تماشاگر جلب کند.


یعنی هیچ داوطلب بازیگری نمی تواند برای نقش اصلی انتخاب شود؟

خیر حدود ۱۰۰ نفر در هالیوود هستند که در حد نقش اول هستند و کسی دیگر صفوف آنها راه ندارد.


چگونه یک بازیگر به آن لیست الف می رسد ؟

یا باید فیلمی را که در آن بازی کرده یک فیلم الف شود و یا رابطه داشته باشد. مثلا گوئینت پالترو از خانواده معروفی است و یا شان پن  و یا کیت هادسن که دختر گلدی هان است.


وقتی که فیلم نامه تان پذیرفته شد اگر بخواهید آن فیلم را کارگردانی کنید چه شرایطی دارد؟

در سیستم استودیویی امکان ندارد. شما فقط نویسنده اید. در استودیوهای هالیوود یک تقسیم کار براساس تخصص ها وجود دارد که هرکس وظیفه ای دارد یعنی الان در هالیوود تعداد کمی هستند که هم نویسنده هستند و هم کارگردان یا هم کارگردان هستند و هم تهیه تهیه کننده.  مثل استیون اسپیلبرگ، جیمز کامرون.  یعنی آنقدر قوی هستند که آن مرزبندی را شکسته اند.


حالا اگر اصرار داشته باشید که کارگردانی کنید چه اقدامی بایستی انجام دهید ؟

باید به یک نماینده ها کارگردانی مراجعه کنید که نمونه کار و فیلم شما را به استودیوها ببرد و به مسوولان آن نشان دهد. حالت دیگر این است که اگر در یک فستیوال مطرح شده و یا جایزه ای گرفته باشید و پروپاگاندی اطراف شما و فیلم تان صورت گرفته باشد مطرح می شوید. مثلا فیلم نامه فیلم من در فستیوال ساندنس مطرح شد که برای ساخت آن استودیوی سونی پیچکرز پیش قدم شد تا وسایل تولید در اختیار ما بگذارد در حالی که فیلم ما اصلا در حیطه کاری آنها نبود. ولی سونی پیکچرز به ما گفت شما بیایید هر وسیله ای می خواهید از استودیوی ما بگیرد چون ابتدا من  به جری بلک ( یکی از روسای استودیو ) سوژه فیلم را توضیح دادم و او خیلی علاقمند شد. بعد هم  تماس گرفت که فیلم بردار و کمک هایش را با یک کامیون بفرستید و هر وسیله ای خواستید ( پس از بیمه کردن ) ببرید. ما هم فقط در تیراژ از سونی پیکچرز تشکر کردیم.


بعد از اینکه نمونه کار یک داوطلب کارگردانی در استودیو پذیرفته شد چگونه به او کار می دهند؟  یک فیلم کوتاه را به او می دهد کارگردانی کند یا... و یا  او را دستیار کارگردان می گذارند...

قضیه دستیاران کارگردان در هالیوود اساسا فرق می کند. در سیستم استودیویی دستیار کارگردان هیچوقت کارگردان نمی شود.  مگر در موارد خاص.


یک طراح صحنه یا گریمور و یا عوامل فنی چگونه به استودیو های هالیوود راه پیدا می کند؟

آنها ابتدا دستیار می شوند و یا اغلب از طریق  دستیاری تولید که بخش فنی تولیدات را تشکیل می دهد وارد می شود که معمولا افراد آن همه کاری در بخش تولید انجام می دهند. مثلا تراولینگ را بچیند، وسایل حمل می کند و یا دستیار گریمور و طراح صحنه بایستد. یعنی از سطح پایین شروع می کنند و کم کم تجربه کسب می کنند تا بنا به علاقه شان به سطح دستیار دومی  طراح صحنه و لباس برسند و شاید بعد از یکسال دستیار اول شوند و برای اینکه در مقام اصلی فرضا طراح صحنه و لباس و یا گریم قرار بگیرد  باید عضو اتحادیه مذکور شود که آن هم شرایط و ضوابطی برای خودش دارد که چگونه باید وارد شد. حقوق اصلی چقدر است و شرایط دیگر...


یعنی اگر کسی عضو اتحادیه مربوطه نشود نمی تواند به عنوان فی المثال طراح صحنه یا گریمور و یا فیلم بردار در فیلم حضور پیدا کن ؟

خیر یعنی از دستیار اولی بالاتر نمی تواند برود در سیستم استودیویی هالیوود همه فیلم ها و عوامل آن بایستی مهر اتحادیه ها را دارا باشند یعنی اتحادیه تهیه کنندگان اتحادیه کارگردانان و همه اصناف، استودیوهای هالیوود پیمان نامه ای با اصناف و اتحادیه ها امضاء کرده اند که بدون موافقت آنها هیچ فیلمی نسازند.


در سینمای مستقل چه طور ؟

می توان بدون عضویت در اتحادیه ها کار کرد.


حالا اگر یک نفر بخواهد در این سینمای مستقل فیلم بسازد چه مراحلی را بایستی طی کند ؟

فقط پول احتیاج است و ایمان به کار حتی بدون پول با همان ایمان می تواند کارها را جور کرد یعنی افرادی را که صاحب سرمایه هستند متقاعد کنی ایده شما جالب است.


چه کسانی را باید متقاعد کنی ؟

فرق نمی کند هرکس را که پول دارد. از خویشاوندانتان تا سرمایه داران. مثل یک جنگ صلیبی است یعنی باید تا جایی که می توانید همه را متقاعد کنید تا حامی شما شوند. اگر ایده شما خوب باشد و ایمانتان هم قوی واقعا آن افراد حمایت خواهند کرد پول می دهند یا امکانات در اختیارتان می گذارند و یا لوکیشن می دهند یعنی میزان فعالیت شما ملاک عمل است.


یعنی اگر فیلم نامه داشته باشی پول و سرمایه هم جلب کنی می توانی فیلمت را بسازی؟

بله وسایل و دوربین را که به راحتی اجاره می کنید.


برای فیلم برداری در خیابان و مکان های عمومی می تواند براحتی اقدام کرد؟

باید اجازه گرفت. در هر شهری دفاتر سینمایی در شهرداری وجود دارد که باید به آن دفاتر مراجعه کرد یک نسخه از فیلم نامه را می گیرند و هزینه ای هم متناسب با لوکیشن دریافت می کنند. مثلا شما می گویید می خواهم درتقاطع برادوی فیلم برداری کنم. برایتان تعیین می کنند. فلان ساعت روز مثلا ۸ اوت اگر قرار باشد خیابان را هم ببندند باید خودتان پلیس استخدام کنید تا خیابان را ببندند و بودجه اش را شما باید تامین کنید. باز اگر تفنگ استفاده می کنید و این هم بودجه دیگری می خواهد.


اگر اتومبیل پلیس هم بخواهید هم باید نامه را به اداره پلیس هم بدهیم ؟

ماشین پلیس را شما می توانید از غیر از اداره پلیس بگیرید مکان هایی وجود دارد که هر نوع وسیله ای اعم از اتومبیل پلیس و یا حتی هلیکوپتر را اجازه می دهد و شما فقط باید هزینه اش را بپردازید.


یعنی با وجود پول راحتی می توانید فیلمتان را بسازید. برای استخدام عوامل و کار تولید چطور ؟

راه های مختلف دارد. فیلم های مستقل برای خود مجلاتی دارند. به جز آنها در مجله هالیوود ریپوتر یا ورایتی که دو مجله اصلی هالیوود هستند و تمام دست اندرکاران سینما آن را می خوانند می توانید آگهی بدهید. بخشی در این صحنه ها وجود دارد که اطلاع می دهد چه فیلم هایی در مرحله پیش تولید قرار دارند و شناسنامه اصلی فیلم را درج می کنند. چاپ اعلان در این بخش ها مجانی است که بگویید فلان فیلم به تهیه کنندگی و کارگردانی فلانی قرار است تولید شود. یک تلفن و  یک آدرس هم که بگذارید می بینید از فردا سیل عکس و اطلاعات درباره بازیگران و سایر عوامل یا به صندوق پستی تان ریخته می شود یا برایتان فاکس می شود این یک راهی است که عوامل صنعت سینما از حال یکدیگر باخبر می شوند.


به اتحادیه ها می توان مراجعه کرد و یا با هنرمندان معروف قرار و مدار گذاشت ؟

بله می شود ولی برای هنرمندان بزرگ هالییود هم نماینده ها وجود دارد. نماینده  مثل یک دروازه است و چون مسئله آنها هم پول است ابتدا از شما می پرسند چقدر پول دارید ؟ و هر چقدر که پول می دهید کارتان به همان اندازه پیش می رود.


برای پخش فیلم چگونه باید اقدام کرد ؟

برای پخش فیلم اگر در جشنواره ها و فستیوال ها شرکت کنید و توفیقی هم پیدا نمایید که خود کمپانی ها و موسسات پخش سراغتان می آیند در غیر این صورت یا باید برای فیلم تا نمایش خصوصی در یکی از سالن های سینما بگذارید و عوامل موسسات و استودیوهای پخش را دعوت کنید و یا هم اینکه نسخه ای از فیلم تان را دست بگیرد و از این استودیو به آن استودیو بروید.


حالا که راجع به سینمای مستقل صحبت کردیم می شود  توضیحی درباره چگونگی پاگیری آن بدهید ؟

در مقابل سیستم استودیویی، سینمای مستقل قرار دارد که البته با سینمای هنری متفاوت است. یعنی متشکل از فیلم هایی است که داستان های خیلی قوی ولی با بودجه کم ساخته می شود و جذاب هم هست. این سیستم عملا از دهه ۹۰ میلادی پا گرفت و شرکت های پخش فیلمی که اغلب مسوولان شان هم فیلم دوست و فیلم باز بودند و به این سیستم پا داردند مثل میراماکس که سرانشان خوره امثال سینمای فلینی و برگمان بودند یعنی تاجر نبودند.


ولی بعد تاجر شدند...

بله، خوب پولدار شدند و با این حال هنوز هم تفکر سینمایی دارند تا تجارت محض. یعنی فیلم خوب را می شناسند. پول، سواد سینمایی آنها را پاک نکرده است.


سینمای مستقل تا چه اندازه توانست مقابل آن سیستم استودیویی بایستد؟

وقتی این سینما پا گرفت تقریبا رقیب قدری برای کمپانی های بزرگ شد. یعنی الان هم شما در سطح سالن های سینمای آمریکا نگاه می کنید ملاحظه می نمایید که حدد ۲۰ تا ۲۵ درصد فیلم های اکران به سینمای مستقل تعلق دارد.


اما به نظر می آید در سال های آخر دهه ۹۰ مقداری این سینمای مستقل متزلزل گردید به طوریکه در آغاز قرن جدید دیگر تقریبا خبر چندانی از چهره های شاخص آن مثل جیم جارموش و هال هارتلی و... نمی شنویم. به نظر من تیر خلاص این سینما را استیون سودربرگ با همین فیلم " قاچاق " زد. یعنی در واقع مرز سینمای مستقل و سیستم استودیویی را در هم ریخت از طرف دیگر طی این یکی دو سال اخیر بسیاری از فیلم هایی که با همان نشانه های سینمایی مستقل تولید می شوند تحت لوای همان کمپانی بزرگ قرار دارد.


بله این مسئله بسیار جالب است که همان کمپانی های بزرگ هالیوود متوجه شدند ایده های نو و بکر از میان سینماگران مستقل بیرون می آید. چون سینمای مستقل برای جبران سرمایه اش از فکرش بهره می گیرد. یعنی به دلیل اینکه سرمایه آنچنانی ندارد تا مثل فیلم " ترمیناتور " انفجار ها و جلوه های بصری آنچنانی که بسیار پر هزینه است خلق کند مجبور است با ترفند های داستانی آن کشش لازم را برای تماشاگر ایجاد کند. برای همین قصه ها در سینمای مستقل همواره قوی تر بوده است یا از نظر حسی و عاطفی و یا به لحاظ حرکت.

در هر صورت سینمای هالیوود متوجه شده ایده های خوب و تازه از درون سینمای مستقل می آید به همین دلیل این استودیوهای بزرگ در کنار سینمای معمولی خود، بخشی هم بوجود آوردند که فیلم هایی به شیوه سینمای مستقل تولید نمایند تا استعداد ها و نبوغ آن سینمایی که به نوعی از حیطه آنها خارج بود را هم جذب خود نمایند. یعنی در حال حاضر همه استودیوهای بزرگ هالیوود یک بخش مستقل دارند به این مفهوم که به شکلی سینماگران مستقل جلب ساختار استودیویی می شوند.


در کنار این تداخل سیستم استودیویی و مستقل، جشنواره ساندنس هم که به نوعی تربیون سینمای مستقل ها بود بتدریج تحلیل رفته است.


چون در حال حاضر دیگر آن سینمای مستقل هویتی جداگانه در سینمای آمریکا ندارد. یعنی اگر زمانی فیلم هالیوودی نماد پول و سرمایه بود و فیلم مستقل نماد ذوق و سلیقه در حال حاضر به نوعی اینها در کنار هم قرار گرفته اند. یعنی سینماگر مستقل هم با آوانسی که استودیوها برایش به وجود آورده اند فیلمش را در همان بخش مستقل استودیو می سازد تا هم از امکانات بهتری برخوردار شود و هم هنگام نمایش از پخش مطلوبتری. استودیوها هیچ دخالتی در نوع کار آنها نمی کنند. استودیو ها این را درک کرده اند  در همین استقلال است که آن استعدادها شکوفا می شود. یعنی دیگر آن فرمول که رئیس استودیو به فیلم ساز بگوید این دو تا بازیگر را در فیلمت نقش بده و یا این مسیر داستانی را تصویر کن وجود ندارد. استودیو می داند که به هر حال هزینه این فیلم مستقل ۸ تا ۱۰ میلیون دلار بیشتر نمی شود و این در مقابل هزینه های بیش از  ۱۰۰ میلیون دلار فیلمهای معمولشان واقعا بحساب نمی آید. پس می گوید این ۱۰ میلیون دلار  را هر چه می خواهی بساز تا در مقابل آن استعداد و فکر جدید را جذب کند.


الان اصول در سیستم استودیویی این است که تشخیص بدهند این موضوع، این قصه و داستان باید ساخته شود، مهم است، انسانی و تاثیر گذار است. اگر این تشخیص وجود داشته باشد استودیوها همراه سینماگران مستقل می شوند و از آنها حمایت می کنند. همانطور که مثلا آنگ لی را در فیلم " ببر خیزان و اژدهای غران " همراهی کردند. آنها به آینده نگاه می کنند که اگر این حمایت در حال حاضر هیچ سود و منفعی هم برایشان نداشته باشد در آینده می تواند همین آدم و یا استعداد های دیگر را جلب کنند و اصلا یک جریان تازه سینمایی را پشتوانه کارشان قرار دهند که سرمایه بزرگی برای هر استودیویی محسوب می شود.


مصاحبه با هفته نامه سینما جهان


كامشاد كوشان از خانواده دكتر اسماعيل كوشان باني دوره دوم تاريخ سينماي ايران است،  کوشان هنوز  بخاطر مي آوردكه در كودكي با پدرش به پارس فيلم رفت و آمد مي كرد و توليد و ساخت فيلم هاي آن زمان را به ياد دارد.

كامشاد كوشان  از ۱۶ سالگي درشهر بركلي

 
Blog Summary Widget

صفحه اصلی

گالری عکس هاFarsi_Pictures.htmlFarsi_Pictures.htmlshapeimage_3_link_0